آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - اخبار

اخبار


(درگذشتگان)
درگذشت حجةالاسلام والمسلمين فلسفى
حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمدتقى فلسفى ـ طاب اللّه ثراه ـ از مشهورترين چهره هاى روحانيت و خدمتگذاران شريعت به شمار مى رفت.
وى در دهم ربيع الاول ١٣٢٦ ق (١٢٨٦ش) در تهران زاده شد. پدرش مرحوم آيت اللّه آقاى حاج شيخ محمدرضا تنكابنى (١٢٨٢ ـ هيجدهم ذيحجه ١٣٨٥ق) فرزند مرحوم ملاّمحمد تنكابنى ـ يكى از علماى تنكابن ـ از مشاهير و مشايخ علماى تهران و از شاگردان حضرات آيات عظام: ميرزا حبيب اللّه رشتى, حاج ميرزا حسين خليلى تهرانى, حاج آقا رضا همدانى, شيخ عبداللّه مازندرانى و آخوند خراسانى بود. وى متولّى و مدرّس مدرسه و مسجد (فيلسوف) و صاحب (محضر شرع) بود ـ كه در آن رفع خصومات و فصل دعاوى و كتابت اسناد و مدارك انجام مى گرفت ـ و از مجلس درسش كسانى همانند آيت اللّه آخوند ملاعلى همدانى و آيت اللّه ميرزا هاشم آملى برخاستند.
فقيد سعيد دوران كودكى را تحت نظر والده ماجده اش به سر برد و در شش سالگى به همراه برادرش به دبستان توفيق رفت و خواندن و نوشتن و حساب را آموخت و پس از آن به فراگيرى علوم دينى روى آورد. نخست ادبيات عرب را نزد آقا شيخ محمد رشتى و پس از آن در مدرسه حاج ابوالفتح, مطوّل را نزد ميرزا يونس قزوينى فرا گرفت. سپس شرح لمعه و قوانين را در محضر پدر بزرگوارش و فلسفه را نيز نزد ميرزا مهدى آشتيانى, ميرزا طاهر تنكابنى, شيخ ابراهيم امامزاده زيدى و آيت اللّه سيدمحمد كاظم عصّار آموخت و بهره اى فراوان از فقه, اصول, كلام و فلسفه دريافت.
سپس به تقاضاى مادر, به منبر روى آورد و در پانزده سالگى (١٣٤٠ق) اولين جلسه منبرش را در مسجد فيلسوف و در محضر پدرش و گروه بسيارى, برپا كرد و تشويق مردم را برانگيخت. از آن پس, رفته رفته منبر و نامش در مجالس مذهبى, مشهور گرديد. در نوزده سالگى (١٣٤٥ق ـ ١٣٠٥ش) او را براى منبر به مجلس شوراى ملّى دعوت كردند و در سال ١٣١٦ش, به بهانه اعتراض به كشتار مسجد گوهرشاد ممنوع المنبر و خلع لباس شد و به مدت سه سال از رفتن منبر, محروم گرديد. در ١٣١٩ش, با كوشش آيت اللّه سيد ابوالقاسم كاشانى, منبرش رسماً آزاد شد و پس از آن با تتبع در اخبار و احاديث ـ خصوصاً مستدرك الوسائل محدث نورى ـ و مطالعه پيگير كتاب هاى روانشناسى, جامعه شناسى, اخلاق و تعليم و تربيت و به كارگيرى تجربيات و ابتكارات خويش تحوّلى عميق در شيوه منبر پديد آورد. از آن زمان به بعد, معظم له به يكى از مشهورترين خطيبان پايتخت مبدّل شد و در مجالس مهم تهران, اداره منبر را بر عهده گرفت. هماره اخبار سخنرانى اش از طريق روزنامه هاى كثيرالانتشار پخش مى شد و اين خود سبب شهرت و محبوبيت وى در سطح كشور مى شد. همزمان با ورود مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى به قم (١٣٢٥ش), فقيد سعيد به عنوان نماينده ويژه آن مرجع بزرگ ـ جهت مذاكره و ابلاغ پيام هايشان به شاه, نخست وزيران و دولتمردان ـ برگزيده شد و تا پايان عمر معظم له وظايف محوّله را به خوبى و با هوشيارى و كياست تمام, انجام مى داد. پس از رحلت آيت اللّه بروجردى, مراجع بزرگ ايران و عراق نيز همان توجه و اعتماد ايشان را نسبت به مرحوم آقاى فلسفى حفظ كردند و با شروع غائله انجمن هاى ايالتى و ولايتى, وى مشاور و سخنگوى مراجع معظم تقليد گرديد و نقطه نظرات سياسى آنان را با صلابت و شهامت فراوان در منابرش بيان مى كرد. در سال ١٣٥٠ ش كه وى در مجلسِ بسيار مهمّى ـ در مراسم بزرگداشت آيت اللّه ميرزا عبداللّه چهلستونى در مسجد جامع تهران ـ به ياوه گويى هاى دو نفر از سناتورها عليه امام خمينى پاسخ داد و آشكارا نام امام را بر فراز منبر تكرار نمود و از مقام شامخ او تجليل به عمل آورد, منبرش ممنوع گرديد, ولى كماكان منزلش مجمع روحانيون و خطباى مخالف رژيم بود و از نظر مراجع و علما و روحانيت, بيش از پيش معزّز و محترم بود و سياست جامعه مبلّغين و خطباى كشور را, او تعيين مى كرد.
به غير از مبارزات پيگير او با رژيم خودكامه شاه, بايد از مبارزاتش با بهائيت و كمونيسم و حزب توده ياد كرد.او هماره از برنامه هاى ضد اسلامى رژيم و دولت ها و وزرايش انتقاد مى كرد و از هيچ كس واهمه نداشت, هر چند كه دستگاه و ساواك بارها برايش ايجاد مزاحمت و مضايقه مى نمودند, اما با يارى خدا و پشتيبانى مردم و روحانيت ناكام مى ماندند. او در ماجراى تصويب نامه انجمن هاى ايالتى و ولايتى و رفراندوم لوايح ششگانه, سخنرانى هاى حادّى كرد و مردم را به مخالفت و تعطيلى بازار فراخواند. پس از فاجعه فيضيه, انتقادهايش اوج گرفت و به خصوص در شب عاشوراى ١٣٤٢ش در مسجد شيخ عبدالحسين, با حضور حدود يكصد هزار نفر دولت عَلَم را استيضاح نمود و در پى آن در ١٥ خرداد دستگير و ٤٥ روز زندانى شد و پس از آن حدود يك سال ممنوع المنبر گرديد. با آزادى منبرش, باز در مقاطع مختلف ـ در يزد, شيراز, اصفهان ـ منبرش را ممنوع مى ساختند, تا سرانجام در سال ١٣٥٠ از منبرش براى هميشه جلوگيرى كردند كه تا پيروزى انقلاب اسلامى ادامه يافت. او در اين هفت سال به تدريس فنّ خطابه, تاليف و تصنيف و تفسير قرآن و فعاليت مؤثر در تشكّل و سازماندهى وعّاظ كشور عليه رژيم شاه پرداخت.
از خصوصيات آن مرد بزرگ حافظه شگرف, قدرت بيان, هوش و ذكاوت سياسى و اجتماعى, بديهه گويى, رسيدگى به نيازمندان, گره گشايى از كار درماندگان ـ به گونه اى كه وى باعث آزادى بسيارى از زندانيان در زمان شاه مى شد و از خانواده هاى آنان تفقّد و دلجويى مى كرد ـ, صراحت لهجه و عدم واهمه از مقامات و پايبندى به مستحبات دينى و بهره ورى از وقت و نظم در زندگى مى توان نام برد.
تأليفات وى ـ كه نشانگر روح تعهّد و حسن ابتكار و قلم شيوايش است ـ عبارتند از:
١ـ آية الكرسى پيام آسمانى توحيد
٢ـ كودك از نظر وراثت و تربيت (٢ج) ـ به عربى ترجمه شده است ـ.
٣ـ جوان از نظر عقل و احساسات (٢ج)
٤ـ بزرگسال و جوان از نظر افكار و تمايلات (٢ج)
٥ـ اخلاق از نظر همزيستى و ارزشهاى انسانى (٢ج)
٦ـ معاد از نظر روح و جسم (٣ج)
٧ـ شرح و تفسير دعاى مكارم الاخلاق (٣ج)
٨ـ سخن و سخنورى از نظر بيان و فنّ خطابه ـ به عربى ترجمه شده است ـ
٩ـ خاطرات و مبارزات فلسفى
١٠ـ سخنرانيهاى فلسفى در مسجد سلطانى
١١ـ حكومت جهانى امام عصر ـ عليه السلام ـ
١٢ـ در مكتب اهلبيت
١٣ـ عزت و ذلت از ديدگاه نهج البلاغه
١٤ـ مذهب از ديدگاه علم
١٥ـ مقايسه اى چند از اسلام و جهان متمدن امروز
١٦ـ اولين استيضاح ملّى در سال ٤٢ ـ متن سخنرانى او در شب عاشوراى ١٣٤٢ در مسجد شيخ عبدالحسين
١٧ـ الحديث (٥ج) ـ دسته بندى موضوعى رواياتِ كتابهاى فلسفى, به اهتمام: مرتضى فريد تنكابنى
١٨ـ شرح و تفسير چند روايت ـ وى مى خواست (چهل حديث) بنويسد كه با خونريزى چشمش اين كار ناتمام ماند. اما شرح چهار حديث را به طور كامل نگاشته است.
سرانجام روح والاى آن مبلّغ بزرگ دين, در ظهر جمعه ٢٧ آذر ماه ١٣٧٧ش (٢٨ شعبان المعظم ١٤١٩ق) در ٩٤ سالگى به مواليان طاهرينش پيوست و عالَم علم و دين را عزادار ساخت. پيكر پاكش در روز يكشنبه (اول ماه رمضان) با حضور هزاران نفر تشييع شد و پس از نماز آيت اللّه حاج ميرزا على فلسفى تنكابنى ـ برادر بزرگوار آن فقيد ـ بر آن , در حرم حضرت عبدالعظيم حسنى ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شده. عاش سعيداً و مات سعيداً. درگذشت علامه محمّدتقى جعفرى
فقيه و فيلسوف و اديب و متفكر بزرگ اسلامى, انديشمند فرزانه و شارح نهج البلاغه, استاد علامه حضرت مستطاب آيت اللّه حاج شيخ محمدتقى جعفرى ـ اعلى اللّه مقامه ـ يكى از مفاخر عصر كنونى و سرآمد فلاسفه و متكلّمين شيعه به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در حدود سال ١٣٠٤ش (١٣٤٤ق) در تبريز, زاده شد. پدرش معروف به صدق و صفا بود و از نظر وارستگى و تقوى در شهر نمونه بود.
معظم له تا ششم ابتدايى را در دبستان گذراند, امّا به علّت فقر مادى نتوانست تحصيلات خود را ادامه دهد و از اين رو بنا به كشش و ميل باطنى و خواستِ پدر به فراگيرى علوم دينى روى آورد. او در دوازده سالگى به مدرسه طالبيه رفت و نزد مرحوم ميرزا على اكبر اهرى سيوطى و مطوّل و نزد سيدحسن شرابيانى ادبيات و منطق را آموخت. سپس به تهران آمد و به دليل عشق و علاقه بسيارش به فلسفه و هستى شناسى, به محضر حكيم فرزانه علامه ميرزا مهدى آشتيانى شتافت و نزد وى منظومه و اسفار و در محضر مرحوم آيت اللّه حاج شيخ محمد رضا تنكابنى, مكاسب و كفايه را فراگرفت. سپس به قم آمد و بقيه سطح را تكميل نمود و پس از يك سال, به علت درگذشت پدرش به تبريز بازگشت و چند ماه نيز از درس آيت اللّه ميرزا فتّاح شهيدى بهره برد و سپس به توصيه اكيد ايشان رهسپار نجف اشرف شد (١٣٦١ق). در آنجا در درس خارج فقه و اصول و فلسفه و كلام و عرفان آيات عظام: آقا شيخ كاظم شيرازى, سيدجمال الدين گلپايگانى, سيدعبدالهادى شيرازى, سيدمحمود شاهرودى, آقاى حكيم, سيدابوالقاسم خويى, شيخ على محمد بروجردى, ميرزا حسن يزدى, شيخ صدرا بادكوبه اى و شيخ مرتضى طالقانى (كه حدود يك سال و نيم از محضر عرفانى وى بهره برد) شركت جُست و بر انبوه اطلاعاتش افزود. او اين دوران را با رنج و محروميت و فقر شديد, امّا با عشق و علاقه فراوان به كسب علم و دانش پشت سرگذاشت و از سال ١٣٦٧ق شروع به تدريس سطوح (مكاسب و كفايه) كرد و همزمان به مطالعه كتب فلسفى غرب و تطبيق آن با فلسفه اسلامى و وجوه تمايز آن و تقويت زبان انگليسى پرداخت.
در سال ١٣٧٢ق, پس از يازده سال اقامت در نجف, به ايران بازگشت و پس از چندى اقامت در مشهد, در تهران ساكن شد و به كار تدريس و تأليف و تصنيف و تحقيق اشتغال جُست. وى در مدرسه مروى و سپهسالار و اكثر دانشگاه هاى كشور ـ تهران, اصفهان, تبريز, شيراز و مشهد ـ به تدريس و سخنرانى پرداخت و در ميان جامعه علمى محبوبيت فراوانى كسب كرد و همين باعث شد كه بسيارى از فضلا و دانشمندان از داخل و خارج براى حلّ شبهات خويش بدو مراجعه نمايند; كسانى مانند: روژه گارودى و پروفسور روزنتال آلمانى (كه به استاد فقيد علاقه بسيار داشت و سال ها ارطباتش با ايشان برقرار بود). او در اروپا از سرِ عزّت ملاقات با ژان پل سارتر را نپذيرفت و مكاتباتى نيز با برتراند راسل داشته است. از ديگر كسان كه با او ارتباط حضورى و مكاتبه اى داشتند, عبارتند از: پرفسور يانگ آمريكايى, دكتر جووانى ايتاليايى, دكتر پيكت انگليسى, دكتر كلاوز آلمانى و دكتر بيدفورد, چارلز آدامز و علاّل الفاسى. (مصاحبه هايش با دانشمندان خارجى, ٩٢ فقره است). استاد فقيد در بسيارى از سمينارهاى داخلى و خارجى, به عنوان يك متفكر شيعى شركت جُست و سخنرانى ها و مقالات فراوانى ـ ١٢٠ مقاله ـ ارائه داد. برخى از آنها عبارتند از:
١ـ هزاره شيخ طوسى ـ مشهد (قاعده لطف از نظر شيخ طوسى)
٢ـ هزاره فارابى (شيئى فى نفسه و شيئى لنفسه)
٣ـ هشتصدمين سال سعدى ـ شيراز (تكاپوى حكمت و ادب در آثار سعدى)
٤ـ كنگره جهانى حافظ ـ شيراز (دشوارى هاى تحقيق در طرز تفكر حافظ)
٥ـ كنگره نهج البلاغه ـ تهران
٦ـ كنگره جهانى امام رضا ـ مشهد
٧ـ كنفرانس انديشه اسلامى ـ تهران
٨ـ سمينار حقوق اسلامى ـ پاكستان (مبانى حقوق در اسلام)
٩ـ هزاره ابن سينا ـ دهلى (هند) (علم و عرفان از ديدگاه ابن سينا, لذّت و الم از ديدگاه فلسفى و عرفانى ابن سينا)
١٠ـ سمينار جهانى حقوق بشر ـ مانيل (حقوق بشر در اسلام)
١١ـ سمينار اسلام و مسيحيت ـ سويس (وجوه اشتراك اديان ابراهيمى)
١٢ـ سمينار مولوى شناسى ـ تركيه (حركت وقوه از ديدگاه مولوى)
١٣ـ سخنرانى در دانشگاه آتن (انواع و اشكال مكاتب مختلف در فلسفه)
١٤ـ سخنرانى در دانشگاه چسترپيل ـ انگليس
١٥ـ سخنرانى در دانشگاه شفيلد ـ انگلستان (جايگاه تحقيقات علوم انسانى در گذشته, حال و آينده)
١٦ـ كنگره ايران شناسى ـ تهران
١٧ـ بزرگداشت علامه طباطبايى ـ تبريز
و….
استاد بزرگوار از حافظه اى قوى و خطى خوش و زندگى ساده برخوردار بود, در عينِ داشتن مقام والاى علمى بسيار متواضع و فروتن بود. مجلسى نيكو داشت و از جامعه شناسى, هنر, حقوق, روانشناسى, فيزيك, ادبيات غرب علاوه بر علوم اسلامى (فقه, اصول, كلام, منطق, فلسفه, تاريخ, ادبيات عرب و عجم) اطّلاعات فراوان داشت. وى با آثار رمان نويسان بزرگ غربى مانند: شكسپير, ويكتور هوگو, بالزاك و تولستوى آشنا بود و با ديدى نقّادانه و جامعه شناسى, آثارشان را بررسى مى كرد.
وى لحظه اى از كوشش علمى در راه تعالى تفكر اسلامى و نشر معارف الهى درنگ نكرد, و با مطالعه ژرف و نكته ياب آثار فلسفى مغرب زمين و به پشتوانه مطالعات و تفكر بسيار و اطلاع دقيق از علوم اسلامى, توانست نقاط ضعف آن را آشكار سازد و به سادگى راسل را به بن بست بى پاسخى كشاند و ملاقات با سارتر را به دليل عميق نبودن تفكراتش رد كرد و شگفتى مستشرقين را برانگيخت. او اشعار بسيارى ـ به عربى و فارسى ـ سروده بود كه يكى از معروف ترين آنها استقبال از قصيده عينيه هبوطيه ابن سينا است در ٨٧ بيت كه در مقدمه جلد ٣ (حكمت بوعلى سينا) علامه آيت اللّه حايرى مازندرانى به چاپ رسيده است. كنگره بزرگداشت منزلت علمى اش در ارديبهشت ١٣٧٦ش در دانشگاه تهران برگزار شد و كتاب (شريعه خرد) در محضر ارجمندش تقديم شد.نيز كتاب (چراغ فروزان) ـ حاوى اسناد ساواك و زندگينامه اش ـ پس از وفاتش از سوى وزارت اطلاعات به چاپ رسيد.
وى از مرحوم آيت اللّه ميلانى و برخى اساتيدش اجازه اجتهاد داشت. تأليفات چاپ شده وى عبارتند از:
١ـ الامر بين الامرين ـ تقرير درس آيت اللّه العظمى خويى ـ
٢ـ الرضاع ـ تقرير درس آيت اللّه العظمى سيد عبدالهادى شيرازى ـ
٣ـ منابع فقه (قاعده لاضرر, طهارت اهل كتاب, ذبايح اهل كتاب, تعميم موادّ زكات)
٤ـ كيفر سرقت در اسلام
٥ـ اعلاميه جهانى حقوق بشر از ديدگاه (فقه) اسلامى و غرب و تطبيق آن دو بر يكديگر
٦ـ شرح نهج البلاغه (٢٥ جلد) ـ ناتمام ـ
٧ـ تفسير و نقد و تحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى (١٥جلد)
٨ـ تعاون الدين والعلم
٩ـ آفرينش انسان
١٠ـ ارتباط انسان و جهان
١١ـ انسان از ديدگاه قرآن
١٢ـ علم از ديدگاه اسلام
١٣ـ فلسفه زيبائى و هنر از ديدگاه اسلام
١٤ـ حكمت اصول سياسى اسلام ـ شرح عهدنامه اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر نخعى
١٥ـ انگيزش مديريت در اسلام (و نقد انگيزشهاى معاصر)
١٦ـ فلسفه دين (٢جلد)
١٧ـ فلسفه علم
١٨ـ حاكميت خداوندى
١٩ـ بررسى و نقد سكولاريسم (حذف دين از زندگى دنيوى)
٢٠ـ عرفان اسلامى (ارتباط انسان با خويش, ارتباط انسان با خدا, ارتباط انسان باجهان هستى, ارتباط انسان با همنوعان خود)
٢١ـ علم و دين در حيات معقول
٢٢ـ مبدأ اعلى يا پشتيبان نهائى بشر ـ نمونه هايى از شعر فارسى استاد در اين كتاب آمده است ـ
٢٣ـ قانون عليّت
٢٤ـ فلسفه و هدف زندگى
٢٥ـ ايده آل زندگى و زندگى ايده آل
٢٦ـ مجموعه مقالات (برهان كمالى (وجوبى) در اثبات خدا, نقش شخصيت ها در تاريخ, مقدمه اى بر مفهوم فلسفى مالكيت, اميد و انتظار)
٢٧ـ حركت و تحول
٢٨ـ وجدان از نظر اخلاقى, روانى, فلسفى و دينى
٢٩ـ جبر و اختيار از نظر اخلاقى, روانى, فلسفى و دينى
٣٠ـ طبيعت و ماوراى طبيعت (فيزيك و متافيزيك)
٣١ـ اخلاق و مذهب
٣٢ـ علم در خدمت انسان
٣٣ـ رابطه علم و حقيقت
٣٤ـ فرهنگ پيرو, فرهنگ پيشرو
٣٥ـ ديدار و سخنرانى در زادگاه فلسفه (يونان)
٣٦ـ دانشها و ارزشها در مجراى قوانين علمى (نقدى بر چهار موضوع فلسفى از ديدگاه هيوم)
٣٧ـ توضيح و بررسى مصاحبه برتراند راسل ـ وايت
٣٨ـ نقد و بررسى برگزيده افكار راسل
٣٩ـ بررسى و نقد سرگذشت انديشه ها ـ تأليف آلفرد وايتهد ـ
٤٠ـ مولوى و جهان بينى ها
٤١ـ تحليل شخصيت خيام
٤٢ـ حكمت و اخلاق و عرفان در شعر نظامى
٤٣ـ تلاقى حكمت و ادب در شعر سعدى
٤٤ـ كشف الابيات مثنوى
٤٥ـ مقدمه اى بر جامعه شناسى
٤٦ـ مقدمه اى بر ايران شناسى
٤٧ـ آيا جنگ در طبيعت انسان است؟
٤٨ـ پاسخ بيانيه كنفرانس وانك اُوِر ـ كانادا
٤٩ـ عوامل جاذبيت (سخنان مولوى, رساله اى در امتيازات هشتگانه مثنوى از ديدگاه حاج ملاهادى سبزوارى)
٥٠ـ جايگاه تحقيقات علوم انسانى درگذشته, حال و آينده
٥١ـ تكاپوى انديشه ها ـ مجموعه مصاحبه ها با متفكران شرقى و غربى ـ
٥٢ـ طرحى براى انقلاب فرهنگى
٥٣ـ نيايش حسين عليه السلام در عرفات
٥٤ـ نگاهى به امام على عليه السلام (على و سياست, على و عرفان, على و مسئله مرگ)
٥٥ـ رساله اى در علم امام عليه السلام (نقدى بر كتاب (شهيد جاويد))

آثار چاپ نشده اش عبارت است از:
٥٦ـ بحثى درباره عقل به عنوان اساس خودشناسى در فرمايشات امام صادق عليه السلام
٥٧ـ على بن ابيطالب عليه السلام و آزادى
٥٨ـ على بن ابيطالب عليه السلام و محبت
٥٩ـ دو جنبه ثابت و متغير شخصيت على بن ابيطالب عليه السلام
٦٠ـ مقدمه اى بر شناخت شخصيت اميرالمؤمنين على عليه السلام
٦١ـ ترجمه و بررسى (النبى) ـ جبران خليل جبران
٦٢ـ ربا از نظر تاريخى و علمى و از ديدگاه فقه اسلامى
٦٣ـ حرمت سقط جنين
٦٤ـ توضيحاتى درباره اصطلاحات فقهى و اصولى تنبيه الملّة ميرزاى نائينى
٦٥ـ مسؤليت مدنى ناشى از جرم اطفال بزهكار در فقه اسلامى
٦٦ـ مجموعه دروس فقهى (خمس و مصارف آن, قتل بنده و كنيز, استعمال طلا و نقره و تزيين با آن دو, حيوانات از نظر حليت و حرمت گوشت آنها, منابع فقهى حرمت مجسمه سازى و نقاشى صور, مسوليت و خسارت انجام ندادن تعهد در قانون مدنى)
٦٧ـ اصول اسلام شناسى
٦٨ـ روان در روان شناسى اسلام
٦٩ـ مذهب و روان شناسى
٧٠ـ اسلام و تحولات, اسلام و روابط اجتماعى
٧١ـ انسان شناسى از ديدگاه قرآن مجيد
٧٢ـ تكامل و كمال
٧٣ـ انديشه و خواستن
٧٤ـ خودتابى و خودسازى
٧٥ـ مقدماتى بر فلسفه
٧٦ـ عمل تجريد ذهن
٧٧ـ عامل اساسى اخلاق
٧٨ـ انسان و جامعه شناسى
٧٩ـ تعهد و تخصص
٨٠ـ انواع شناختهاى علمى
٨١ـ تحقيق اجمالى در نظريات دانشمندان درباره ويژگيهاى الگوهاى شخصيت سالم و نيازها از ديدگاه مازلو
٨٢ـ تحول (من) از ديدگاه عرفان جلال الدين مولوى و اقبال لاهورى
٨٣ـ معرفت نسبى و معرفت مطلق در جهان بينى فارابى
٨٤ـ مقدمه اى بر علم و عرفان از ديدگاه ابن سينا
٨٥ـ لذت والم از ديدگاه فلسفى و عرفانى ابن سينا
٨٦ـ بحثى در قانون تعادل در روش تجزيه اى (آناليتيك) و تركيبى (سنتيك) در معرفت
٨٧ـ تحقيقى در واقعيت (براى خود) و واقعيت (براى ما) يعنى درك كننده
٨٨ـ عدالت الهى از ديدگاه انسانها (علم خداوندى در كارهاى انسانى, اراده و مشيت خدا در مسئله جبر و اختيار انسانها)
٨٩ـ آيا شريعت و طريقت و حقيقت با يكديگر متفاوتند؟
٩٠ـ آيا جهان بازيچه اى بيش نيست؟
٩١ـ من كيستم؟ از كجا آمده ام؟ براى چه آمده ام؟ به كجا مى روم؟ در كجا هستم؟ با كيستم؟
٩٢ـ نقش بديهيات و قضاياى بالضروره است در معرفت بشرى
٩٣ـ مشكلات فلسفى و علمى در علوم انسانى و اصول علوم غيرانسانى
٩٤ـ نماز و نمازگذاران
٩٥ـ تحقيقى در طرز تفكرات و فعاليتهاى ذوق ادبى حافظ شيرازى
ـ (چراغ فروزان) كتابى كه پس از وفاتش حاوى اسناد ساواك و زندگينامه اش از سوى وزارت اطلاعات به چاپ رسيد.
اين دانشمند سترگ مشرق زمين, در ٢٥ آبان ماه ١٣٧٧ش (٢٦ رجب الخير ١٤١٩ق) در ٧٤ سالگى بر اثر بيمارى سرطان ريه بدرود حيات گفت و پيكر پاكش با حضور هزاران نفر, پس از نماز آيت اللّه جوادى آملى بر آن, از دانشگاه تهران تشييع, و به مشهد مقدس انتقال داده شد و پس از تشييع مجدّد و باشكوه, در (دارالزهد) حرم مطهر حضرت على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شد. درگذشت استاد سيدمحمد على امام
جغرافى دان و تاريخ شناس خوزستان, اديب دانشمند و فاضل ارجمند مرحوم استاد آقاى حاج سيدمحمدعلى امام دزفولى ـ طاب ثراه ـ در سال ١٢٩٧ش (١٣٣٧ق) در دزفول, در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم آيت اللّه سيد هبة اللّه امام ـ امام جمعه اهواز ـ وجدّش مرحوم آيت اللّه حاج سيد اسداللّه امام, از علماى طراز اول و مراجع تقليد زمان خويش (م١٣٥٦ق) و يكى از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى و سيدمحمد كاظم يزدى و امام جمعه و جماعت مسجدجامع اهواز بوده و نياى مادرى اش مرحوم آقا محمد باقر بهبهانى ـ از بنيانگذاران فرهنگ نوين در جنوب ايران و مؤسس مدرسه (سعادت) بوشهر ـ بوده است.
تحصيلات ابتدايى و متوسطه خويش را در اهواز به پايان رسانيد و در سال ١٣٢٥ش به تهران آمد و در دروس دانشسراى عالى و دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شركت جُست و از محضر اساتيدى چون آقايان: محمد معين, عبدالعظيم قريب, بديع الزمان فروزانفر, عباس اقبال, ملك الشعراء بهار و دكتر محمد باقر هوشيار بهره هاى فراوان برد و به اخذ ليسانس ادبيات فارسى ـ از دانشگاه تهران ـ و ليسانس علوم تربيتى ـ از دانشسراى عالى ـ نائل آمد. در سال ١٣٢٩ش به تدريس در دبيرستان هاى گلپايگان و پس از آن به مدت ٩ سال در مدارس ايرانيان در كربلا, كاظمين و بغداد به تدريس همت گماشت. در ١٣٣٩ش به دزفول آمد و به خدمات فرهنگى همت گماشت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى در دانشگاه شهيد چمران اهواز و دانشگاه آزاد اسلامى دزفول به تدريس تاريخ, جغرافى و ادبيات پرداخت.
برخى از آثار چاپ شده وى عبارت است از:
١ـ خاندان سادات گوشه
٢ـ نكاتى چند درباره خوزستان
٣ـ كهن شعراى خوزستان
٤ـ مسجد جامع دزفول و تاريخچه آن
٥ـ سالنامه فرهنگ گلپايگان
٦ـ مقالات مختلف در مجلاّت متعدد
و آثار چاپ نشده اش عبارتند از:
٧ـ شعر او نويسندگان عرب زبان خوزستان (تا قرن چهارم)
٨ـ تاريخ خوزستان (از دوران عيلاميان تا عصر حاضر)
٩ـ جغرافياى تاريخى خوزستان
١٠ـ مشاهير خوزستان
١١ـ فولكلور دزفول (واژه ها, مثلها, متلها, داستان ها, چيستان ها, شعرها, لالايى ها, درد و درمان, دستور زبان)
١٢ـ شجره نامه و معرفى خاندان هاى علمى دزفول ( خاندان امام جمعه, معزى, علوى, عاملى, شاه ركنى و…)
وى در اواخر شعبان المعظم ١٤١٩ق (آذرماه ١٣٧٧ش) در ٨٠ سالگى بدرود حيات گفت. ناصرالدين انصارى قمى درگذشت آيت اللّه مدرسى بهسودى
حضرت آيت اللّه شيخ حيدرعلى مدرسى بهسودى يكى از دانشمندان و مدرسان و خدمتگذاران علم و دين در اثر حادثه ناگوار تصادف به ملكوت اعلا پيوست.
ايشان در سال ١٣٥٤ق مطابق با ١٣١٤ش در شهر كابل, يكى از شهرهاى معروف كشور افغانستان ديده به جهان گشود و در خانواده اى مؤمن و دانا پرورش يافت. پدرش آقا سيفعلى بهسودى اهل ولايت (ميدان) كابل, مردى كشاورز و از عاشقان خاندان عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ و از دوستداران اهل دانش بود.
مرحوم مدرسى پس از نشو و نما و آموختن برخى از مقدمات, در بيست سالگى (سال ١٣٧٤ق) جهت ادامه تحصيلات خود به مشهد مقدس عزيمت كرد. ادبيات و برخى از كتب دينى نزد علامه و اديب نامور شيخ محمد تقى اديب نيشابورى و مدتى چند نيز نزد استاد سيد على حجت هاشمى آموخت. وى پس از شش سال تلاش و جديّت در كسب دانش در حوزه علميه مشهد, به سال ١٣٨٠ق رهسپار شهر فقه و فقاهت نجف اشرف گرديد و به تحصيلات عالى خود ادامه داد.
استاد مدرسى پس از ورود به آن زمين پاك با جديّت تمام مشغول تحصيل دوره سطح گرديد. كفايةالاصول و مكاسب را از محضر آيت اللّه شيخ صدرا بادكوبه اى و رسائل را نزد حسن لبنانى تلمّذ كرد كه اين دوره مدت چهار سال طول كشيد. آنگاه دروس عالى حوزه را از محضر آيات: ميرزا باقر زنجانى (خارج كفايه), سيد روح الله خمينى (خارج مكاسب), سيد ابوالقاسم خوئى (خارج فقه و خارج جلد دوم كفايه) و سيد محمد باقر صدر (خارج جلد اول كفايه) كه مدت يازده سال طول كشيد, استفاده نمود.
علامه مدرسى در ضمن تحصيلات مذكور دروس جنبى ديگرى نيز از محضر اساتيد آن زمان فراگرفت, از قبيل: آموختن مسايل حكمت و فلسفه از محضر آيت اللّه شيخ صدرا بادكوبه اى و شرح منظومه نزد آيت اللّه شيخ عباس قوچانى (هاتف), شركت در جلسات تفسير قرآن مجيد آقايان: سيد مصطفى خمينى و سيد محمد على لبنانى, و فراگرفتن دروس عقايدى از محضر آيت اللّه سيد محسن طباطبايى حكيم به مدت سه ماه تعطيلى تابستان در حرم مطهر اميرالمؤمنين(ع).
ايشان پس از فراغت از تحصيل و نيل مدارج عالى علمى و كسب اجازاتى از اساتيد خود (از حضرات آيات: خوئى, خمينى, شيخ صدرا و صدر) و نيز در اثر فشارهاى رژيم عراق به اتباع خارجى, در سال ١٣٩٦ق مجبور به ترك عتبات عاليات شد و به سمت ايران مهاجرت كرد و در حوزه علميه قم سكونت اختيار فرمود و به امر خطير و بسيار مهم تدريس در مسجد مدرسه فيضيه اشتغال ورزيد كه مورد توجه فضلا و ساير طلاب قرار گرفت. اجتماع درس ايشان روز به روز زيادتر مى شد و جمعيتى قريب ١٥٠ نفر از طلاب و محصلين در مجلس درس ايشان حاضر مى شدند و كسب فيض مى كردند. در ابتداى ورود ايشان به قم دروس مقدماتى را نظير: حاشيه ملاعبدالله, معالم الاصول و ساير كتب درسى ديگر تدريس فرمود. سپس جلد اول شرح لمعه را و اصول فقه (از مظفر) را دوبار تدريس كرد.
سرانجام بنابر پيشنهاد شوراى مديريت حوزه علميه قم و خواهش عده اى از فضلا و احساس مسؤوليت و اداى تكليف دينى در سال ١٤٠٥ق از قم به شهر بم ـ يكى از شهرهاى پُرجمعيت و مهم استان كرمان ـ انتقال يافت و در رأس حوزه علميه آن شهر قرار گرفت و به امر تدريس و ارشاد و راهنمايى طلاب جوان پرداخت. در ضمن امور مذكور به امر اقامت جماعت و بيان مسائل شرعى و ايراد سخنرانى هاى مذهبى و حل مسائل اجتماعى نيز اشتغال داشت. البته ارتباط ايشان با حوزه علميه قم و فضلاى آن سامان هيچ گاه گسيخته نشد.
آثار قلمى استاد مدرسى كه تاكنون شناسايى شده و قابل ذكرند, به شرح زير است:
١. هدايةالاصول فى شرح كفايةالاصول. اين كتاب از تقريرات درس استاد خود مرحوم آيت اللّه شيخ صدرا بادكوبه اى به رشته تحرير درآورده و مطالب آن را به استاد ارجمند خود عرضه داشته و مورد تأييد ايشان واقع شده است. اين كتاب در چهار جلد در خلال سال هاى ١٤١٥ق تا ١٤١٨ق در حدود ١٨٠٠ صفحه در قم به زيور طبع آراسته گرديد. اين كتاب مهم ترين اثر چاپى استاد مدرسى به حساب مى آيد كه همواره مورد توجه ساير اساتيد و فضلاى حوزه هاى علميه و طلاب علوم دينى مى باشد.
٢. توضيح الحاشية, شرحى است بر حاشيه ملاعبدالله در علم منطق. اين كتاب را در نجف اشرف به چاپ رسانيد.
٣. شرح كتاب رسائل (فرائد الاصول), در چند جلد و به صورت مخطوط موجود است.
٤. تقريرات فقه آيت اللّه خوئى (خطى).
٤. تقريرات مكاسب آيت اللّه خمينى (خطى).
٦. تقريرات مكاسب آيت اللّه شيخ صدرا بادكوبه اى (خطى).
٧. احوالات علماء از زمان گذشته تاكنون (خطى).
٨. علل پيروزى انقلاب ايران در سال ١٣٥٧ش (خطى).
٩. رساله عمليه توضيح المسائل (خطى).
١٠. يادداشت هاى مختصرى در فقه و اصول به صورت متفرقه.
اين عالم ربّانى در اثر حادثه غم انگيز تصادف هنگام مراجعت به شهر بم در بين راه قم ـ كاشان در عصر روز جمعه ٣٠ رجب ١٤١٩ق مطابق با ٢٩آبان ١٣٧٧ش در ٦٥ سالگى به لقاءالله پيوست. پيكر ايشان صبح روز سه شنبه ٤شعبان المعظم در شهر مذهبى قم تشييع و پس از اداى نماز ميت توسط آيت اللّه شبيرى زنجانى به گلزار شهداى قم حمل و در جوار على بن جعفر(ع) به خاك سپرده شد. رحمةالله عليه. درگذشت دكتر رجبعلى مظلومى
استاد دكتر مظلومى در سال ١٣٤٦ق مطابق با ١٣٠٦ش در نيشابور ديده به جهان گشود. تحصيلات مقدماتى را در زادگاهش و در مشهد مقدس به پايان برد و سپس تحصيلات عالى را در زمينه روانشناسى و ادبيات ادامه داد.
مطالعات متنوع و گسترده ايشان در زمينه هاى: قرآن شناسى, حديث شناسى, حكمت و عرفان, تاريخ و هنر اسلامى و بويژه امور تربيتى منجر به نگارش بيش از نود جلد كتاب و پانصد مقاله در طول نزديك به نيم قرن تلاش و پژوهش گرديد كه بسيارى از اين آثار تاكنون منتشر شده است.استاد مظلومى سال هاى طولانى در دانشگاه هنر, دانشكده هنرهاى زيبا و دانشكده هنر تربيت مدرس به تدريس و تحقيق و نشر و آموزش اشتغال داشت و از اين رهگذر شاگردان برجسته اى را تربيت كرد كه هم اكنون تعدادى از آنان در دانشكده هاى هنر تدريس مى كنند. شاگردان استاد هيچ گاه به ياد ندارند كه وى بدون وضو تدريس را آغاز كرده باشد. ابعاد گوناگون علمى و معنوى دكتر مظلومى و خدمات ارزنده وى در آموزش و پرورش, كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان, بنياد دايرةالمعارف و ديگر كانون هاى فرهنگى و تربيتى كشور از ايشان چهره اى تابناك رقم زده است كه بى ترديد تا سال ها مراكز فرهنگى و هنرى كشور را سيراب خواهد ساخت.
از جمله فضايل استاد اين است كه در دوران فعاليت هاى دانشگاهى اش, دو مركز تحقيقاتى تأسيس كرد و شوراى علمى كشور, وى را به عنوان (پژوهشگر نمونه) برگزيد.
برخى از آثار قلمى استاد مظلومى كه غالباً پس از پيروزى انقلاب به چاپ رسيده به شرح زير است:
١. راه و رسم سخن گفتن.
٢. آموزش فنّ سخن گفتن (برداشتى از كتاب راه و رسم سخن گفتن), در سال ١٣٦٠ش در ٧١ صفحه در تهران به چاپ رسيد.
٣. سخنرانى را توانا شويم (چاپ ١٣٦٤ش در تهران).
٤. مؤمن كيست و ايمان چيست؟ به سال ١٣٦٢ش در ٧١ صفحه در تهران به چاپ رسيد.
٥. چه كسى با چه نوع شخصيتى, كدام شغل را انتخاب مى كند.
٦. ارمغان مور.
٧. جوان و دين (چاپ ١٣٦٨ش).
٨. در مسير نور تا خورشيد يا سير رسالت با جوهره ولايت در بستر تشيّع, در سال ١٣٦٦ش در ٥٣٤ صفحه در تهران به چاپ رسيد.
٩. على(ع) معيار كمال.
١٠. گامى در مسير تربيت اسلامى (از كودكى تا بلوغ) چاپ ١٣٦٢ش.
١١. گامى در مسير تربيت اسلامى (مبانى تربيتى) چاپ ١٣٦٤ش.
١٢. بياييد به حرف بچه هايمان گوش كنيم, در سال ١٣٦٤ش در ٨٥ صفحه در تهران به چاپ رسيد.
١٣. روابط شايسته در ورزش تربيتى (چاپ ١٣٦٥ش).
١٤. رهبر آزادگان (درباره امام حسين(ع)), در سال ١٣٦٢ش در ٩١ صفحه در تهران چاپ شد.
١٥. تربيت از ديدگاه معصومين (عليهم السلام)كه در سال ١٣٦٤ش در ١٥٦ صفحه در تهران چاپ شد.
١٦. روزنه اى به باغ بهشت يا هنر در راستاى انقلاب اسلامى, جلد اول در سال ١٣٦٢ش و جلد دوم در سال ١٣٦٦ش در تهران به چاپ رسيد.
١٧. درس هاى رمضان (موضوع اين كتاب تفسير قرآن است), در سال ١٣٦٦ش در ١٣٥ صفحه در تهران چاپ شد.
١٨. با تربيت مكتبى آشنا شويم, در سال ١٣٦٦ش در ٣٩٦ صفحه در تهران چاپ شد.
١٩. شوراى اسلامى, در سال ١٣٦٣ش در ٢٨٨ صفحه چاپ شد.
٢٠. كليدهاى تربيتى و تعليمى براى اولياى تربيتى, در سال ١٣٦٤ش در ٢٢٣صفحه در تهران چاپ شد.
٢١. زنان با فضيلت.
٢٢. كتابشناسى اسلامى.
٢٣.پژوهشى پيرامون آخرين كتاب الهى (چاپ ١٣٦١ش).
٢٤. چرا امام حسن(ع) صلح را پذيرفت؟ (چاپ ١٣٤٧ش).
٢٥. علوم قرآن, در پنج جلد كه به چاپ رسيده است.
٢٦. دولت عدل الهى (درباره دولت امام زمان عج), در ٣٠ صفحه, چاپ دوم در سال ١٣٦١ش منتشر شد.
٢٧. بازنگرى بر فعاليتهاى بدنى, در سال ١٣٧٠ش چاپ شد.
٢٨. حاشيه بر هنر چيست؟ در سال ١٣٧١ش در ١٢٨ صفحه منتشر شد.
٢٩. سينما, اخلاق, تجربه. كه در سال ١٣٧١ش در ١٠٣ صفحه به چاپ رسيد.
٣٠. تربيت معنايى انسان, در سال ١٣٧٤ش در ٢٢٠ صفحه منتشر شد.
٣١. سرگذشت قرآن, در سال ١٣٦٠ش در ٢٨٨ صفحه چاپ شد.
٣٢. سير تاريخى قرائت, كه در سال ١٣٦٠ش در ١٥٢ صفحه به چاپ رسيد.
٣٣. فهم قرآن, در دو جلد. چاپ در سال ١٣٦١ش در ٥٦٠ صفحه انجام گرفت.
٣٤. تفسير شيعه, در سال ١٣٦٢ش در ٢٨٨ صفحه چاپ شد.
استاد در سال ١٣٧٤ش پس از ايراد سخنرانى در موزه هنرهاى معاصر در اثر عارضه سكته مغزى در منزل بسترى شد و سرانجام در روز سه شنبه ٢٢جمادى ثانى ١٣١٩ق مطابق با ٢١مهر ١٣٧٧ش در ٧٣ سالگى به ديار باقى شتافت. پيكر پاك استاد مظلومى صبح روز پنجشنبه از مقابل دانشگاه تربيت مدرس به سوى بهشت زهرا تشييع و با حضور جمعى از دانش پژوهان, محققان, استادان دانشگاه و برخى ديگر از شخصيت هاى علمى و فرهنگى, به خاك سپرده شد. درگذشت استاد على اكبر مالك
استاد مالك اين سخنور و مديحه سراى بزرگ, فرزند ميرزا اسماعيل (مستوفى حضور) و نوه ميرزا كاظم (مستشير الملك) تهرانى و از اعقاب (مالك اشتر) سردار بزرگ و شجاع حضرت اميرالمؤمنين(ع) بود.
ايشان در سال ١٣٢٩ق مطابق با ١٢٩٠ش در محله (پامنار) تهران پا به عرصه وجود گذاشت و پس از طى دوران دبستانى در دبستان ادب, وارد دارالفنون شد و از محضر استادانى چون: استاد جلال الدين همايى, استاد عباس اقبال آشتيانى, استاد نصرالله فلسفى و استاد محمدحسين فاضل تونى بهره برد. ايشان سپس به دانش سراى عالى رفت و به تحقيق در متون نظم و نثر فارسى پرداخت. آنگاه وارد مدرسه حقوق شد و به علت درگذشت پدر خود در سال ١٣١٢ش وارد تشكيلات ارتش شد. وى از دانشگاه انگليس موفق به دريافت دانشنامه زبان انگليسى شد و سال هاى متمادى به شغل دبيرى ادبيات فارسى و زبان هاى انگليسى, فرانسه و آلمانى اشتغال داشت و در سال ١٣٣٩ش بازنشست گرديد. استاد مالك همواره در انجمن هاى ادبى حضورى فعال داشت و با ارائه آثار هنرى خود, شيفتگان خاندان عصمت و طهارت(ع) را سيراب مى كرد و دوستداران شعر و ادب را به فيض مى رساند.
آثار قلمى استاد مالك به شرح زير است:
١. ترانه دل (اشعار ـ درباره حضرت اميرالمؤمنين(ع) ـ).
٢. وادى عشق (اشعار ـ درباره مناظر و مراحل عرفانى).
٣. كشكول عشق (اشعار).
٤. سيرى در سه وادى (اشعار).
٥. مجموعه اى شامل: صحيفه حضرت زهرا(ع) (اشعار), حديث كساء در ٢٤ بند, و فدك به صورت نثر.
٦. كتاب اباعبدالله الحسين(ع) (اشعار).
٧. كشور مقتدر اسلامى (در قرن هاى سوم تا ششم).
٨. دو نامه به امضاى حضرت على(ع) (به عثمان بن حنيف و مالك اشتر).
٩. سفرنامه حج (به صورت منظوم).
١٠. خاطرات اجتماعى و سياسى (دو دفتر).
١١. ترجمه منظوم چند سوره از قرآن مجيد.
١٢. سلطان عشق (اشعار).
١٣. سه راز مپرس.
١٤. وقايع كربلا.
١٥. هفت شهر يا هفت وادى عرفان.
شادروان مالك تا واپسين روزهاى زندگى خويش, جلسات تفسير قرآن كريم و آموزش اصول بديع و قافيه را تشكيل مى داد.
استاد مالك در اثر كهولت سن و بيمارى طولانى در اواسط رجب ١٤١٩ق مطابق با اواسط آبان ١٣٧٧ش در تهران به ملكوت اعلى پيوست. درگذشت دكتر مصطفى مقرّبى
دكتر مصطفى مقربى عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى, اديب و زبان شناس پژوهنده و مؤلف گرانمايه, پس از ٨٦ سال زندگى ارزشمند و ثمربخش, دار فانى را وداع گفت.
استاد مقربى در سال ١٣٣٣ق مطابق با ١٢٩٣ش در تهران به دنيا آمد. دوره دبستانى را در (دبستان اتحاديه) و دوره دبيرستانى را در (دبيرستان دارالفنون) در سال ١٣١٢ش به پايان رسانيد. در سال ١٣١٥ش از دانشسراى عالى, ليسانس زبان و ادب فارسى گرفت و به مدت يك سال در دبيرستان شاهپور كرمانشاه به تدريس ادبيات پرداخت. مدتى هم در دبيرستان نظام شيراز به تدريس اشتغال داشت. از سال ١٣٢٢ تا ١٣٢٤ش دوره دكتراى زبان و ادب فارسى دانشكده ادبيات دانشگاه تهران را به پايان برد. از سال ١٣٢٣ تا بهمن ١٣٣٨ش در دانشسراى مقدماتى به تدريس متون پرداخت.
استاد مقربى در همين هنگام با سازمان كتاب هاى درسى و در مؤسسه فرانكلين با دكتر پرويز ناتل خانلرى و دكتر زهرا كيا (خانلرى) و دكتر فتح الله مجتبائى همكارى داشت. وى در تأليف و تدوين دايرةالمعارف فارسى (سه جلدى) با دكتر غلامحسين مصاحب همكارى داشت و حدود يك هزار و پانصد مدخل در علوم ادبى, زبان فارسى, رجال و كتاب و ترجمه هايى از مقالات خارجى براى دايرةالمعارف مذكور تهيه كرد. استاد همچنين در دانشكده افسرى و دانشسرايعالى و دانشكده ادبيات دانشگاه تهران تدريس كرده بود و در سال ١٣٤٨ش رسماً بازنشسته شد. البته كار تدريس وى در مراكز مزبور تا سال ١٣٥٨ش ادامه داشت.
آثار قلمى استاد مقربى به شرح زير است:
١. عقايد تربيتى فردوسى به موجب شاهنامه. رساله ليسانس دانشكده ادبيات و علوم تربيتى در ٣٥ صفحه كه در سال ١٣١٥ش به رشته تحرير آمده است.
٢. مقايسه عقايد فلسفى رواقى با آراء فلسفه اپيكورى, رساله ليسانس دانشكده مذكور در ٣٠ صفحه نوشته است.
٣. فرهنگ اصطلاحات جغرافيا, با همكارى دكتر مصاحب, استاد آرام, وصفى اصفيا و دكتر گل گلاب كه در سال ١٣٣٨ش به چاپ رسيد.
٤. تاريخ جهان براى خردسالان (ترجمه), در سال ١٣٣٦ش به چاپ رسيد.
٥. سقوط قسطنطنيه (ترجمه), در سال ١٣٣٩ش در تهران به چاپ رسيد.
٦. ترجمه سه مقاله درباره ويس و رامين (اثر مينورسكى).
٧. تركيب در زبان فارسى, در سال ١٣٧٢ش در تهران به چاپ رسيد.
٨. هژده گفتار.
٩. فرهنگى نامه فارسى, تأليف جلد هيجدهم آن كه مخصوص زبان و فرهنگ فارسى با همكارى احمد آرام, رضا اقصى, محمود بهزاد و نجف دريابندرى صورت گرفته است.
١٠. تصحيح ديوان حافظ, همكارى نزديك جهت تصحيح حافظ با استاد ابوالقاسم انجوى شيرازى.
شايان ذكر است مقالات زيادى از رشحات قلم و فكر استاد مقربى در مطبوعات كشور به جاى مانده كه مى توان به مقالاتى كه در زمينه هاى: دستور زبان فارسى, زبانشناسى, حافظ پژوهى و نقد كتاب در ماهنامه هاى: سخن, راهنماى كتاب (كه مدتى سردبير آن بود), يغما, آينده و زبان شناسى, اشاره كرد.
آقاى دكتر محمد على اسلامى (ندوشن) كه با دكتر مقربى آشنايى پنجاه ساله داشت, وى را چنين معرفى مى كند: (مردى بود كه زرق و برق دوست يابانه نداشت, آرام و به هنجار با كسى رو به رو مى شد. از مبالغه و تملق كه نزد ابناى زمانه و نيز در سلك اديبان, ناياب نيست, بركنار بود. كناره جو و كم توقع زيست. خود را آلوده دسته بندى و سايش با سياست نكرد. همان دلخوشى برايش بس بود كه گوشه اى از درياى بى كرانه ادب فارسى را با شناهاى باريك, ولى مستمر بپيمايد. نثر او بسيار تميز و سخته و اطمينان بخش بود…).
سرانجام اين مرد فرزانه پس از سال ها پژوهش و تحقيق در روز شنبه ١٩ جمادى ثانى ١٤١٩ق مطابق با ١٨ مهر ١٣٧٧ش در ٨٦ سالگى درگذشت و پيكرش صبح روز يكشنبه تشييع و در بهشت زهرا ـ قطعه هنرمندان و فرهيختگان ـ به خاك سپرده شد. عبدالحسين جواهرالكلام
اخبار فرهنگى
تجليل از خادمان قرآن
در جلسه اى كه سيزدهم دى ماه در محل برپايى ششمين نمايشگاه قرآن كريم, در مركز آفرينشهاى هنرى كودكان و نوجوانان تهران برگزار شد, ابتدا دكتر مهاجرانى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى گزارشى از برپايى نمايشگاه قرآنى ارائه دادند.
وى در بخشى از سخنانش گفت: در اين نمايشگاه آثار مكتوب و نفيس موزه اى, تابلوهاى بديع هنرى و اشياء و آثار هنرهاى صناعتى, مجموعه اى از كتاب هاى قرآنى و علوم قرآنى, بيش از ٢٥٠ نسخه نفيس خطى قرآنى از گنجينه هاى قرآن كريم سازمان ميراث فرهنگى, كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, كتابخانه ملى, آستان مقدس عبدالعظيم, كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, كتابخانه ملى تبريز و دارالقرآن آيت اللّه گلپايگانى به معرض نمايش گذاشته شده است.
وى افزود: در بخش ديگرى از نمايشگاه يكصد شىء و اثر از آثار هنرهاى سنتى و صناعتى همراه با آيات قرآنى, بيش از دويست تابلوى خوش نويسى از آيات قرآنى, بازسازى يكصد تابلوى سير كتابت قرآن كريم, شناسايى حدود ٩٢٠ عنوان از پايان نامه هاى قرآنى دانشگاه ها و مراكز آموزش عالى در مقاطع كارشناسى ارشد و دكترا و بيش از ٢٥ نرم افزار قرآنى مربوط به ١٥ مؤسسه رايانه اى در زمينه هاى پژوهشى, صوتى و حفظ و قرائت قرآن كريم و همچنين فعاليت هاى مربوط به مؤسسات و مراكز قرآنى به نمايش گذاشته شده است. سپس آيت اللّه جوادى آملى ضمن تبريك ميلاد امام حسن مجتبى(ع) و با ذكر رواياتى از آن بزرگوار و حضرت على(ع) به تفصيل در خصوص نقش علم و پيشرفت جامعه و هدايت بشريت مطالبى بيان داشت. وى همچنين بر لزوم پاسدارى از دست آوردهاى انقلاب اسلامى تأكيد كرد.
سپس حجة الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمى رئيس جمهورى به چهارده نفر از خادمان قرآن كريم لوح تقدير اهدا كردند.
اسامى برگزيدگان پنجمين دوره تجليل از خادمان قرآن كريم بدين شرح است:
١ـ در رشته تفسير قرآن كريم, آيت اللّه حاج شيخ عبداللّه جوادى آملى.
٢ـ در زمينه تحقيق و پژوهش هاى قرآنى, حجةالاسلام والمسلمين محمدعلى مهدوى راد (ايشان علاوه بر سال ها تدريس علوم قرآنى در دانشگاه و حوزه, مدت ده سال است كه سردبيرى مجله آينه پژوهش را به عهده دارد. و همچنين سه سال مدير مسؤول مجله بيّنات بوده اند و اكنون عضو هيئت تحريريه آن مجله هستند. حوزه تحقيق, تدريس و نگارش وى غالباً مسائل و مباحث قرآنى است كه پژوهش هاى وى در قالب مقالات بسيار در مجلات آينه پژوهش, بينات, علوم حديث, ميراث جاويدان, فرهنگ جهاد, حوزه و … درج شده است.
٣ـ ترجمه قرآن كريم به زبان فارسى, آقاى كريم امامى.
٤ـ در تعليم و تربيت قرآن كريم, حاج مهدى شكوهنده.
٥ـ در آموزش تلاوت, سيدمرتضى سادات فاطمى.
٦ـ در آموزش تلاوت و اشاعه فرهنگ قرآنى, سيدمحسن خدام حسينى.
٧ـ در آموزش و ترويج فرهنگ قرآنى, مؤسسه دارالقرآن اصفهان به مديريت حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى مظاهرى.
٨ـ در زمينه جلدسازى, صحافى سنتى مصاحف قرآن كريم, خانواده عتيقى.
٩ـ در تأليف و نگارش, محمدمهدى هراتى.
١٠ـ در نگارش آيات قرآنى بر اشياء و هنرهاى سنتى, آقاى اكبر صوتى.
١١ـ در زمينه تذهيب و تزئينات مصاحف قرآنى, آقاى سليمان سعيدآبادى.
١٢ـ در مديريت فعاليت هاى هنرى, آقاى امراللّه صفرى.
١٣ـ در برنامه سازى و اطلاع رسانى قرآنى, مركز تحقيقات رايانه اى علوم اسلامى به مديريت حميد شهريارى.
١٤ـ در توليد اولين نرم افزار چند رسانه اى قاريان, مؤسسه تحقيقاتى مرسلين. برگزارى كنگره دين پژوهان
در هفته پژوهش روز چهارشنبه ٢٥آذر ١٣٧٧ كنگره دين پژوهان قم در تالار شيخ مفيد دانشگاه قم با حضور جمعى از دين پژوهان حوزه و دانشگاه برگزار شد.
ابتدا آقاى محمد مهدى احمدى مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى استان قم و دبير كنگره پس از خيرمقدم گويى به حضار به تشريح اهداف و برنامه هاى اين كنگره پرداخت. سپس آقاى احمد مسجد جامعى قائم مقام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى سياست هاى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در حوزه دين پژوهى را مطرح كردند.
ديگر سخنرانان صبح حضرت آيت اللّه جوادى آملى بود با عنوان حوزه هاى علميه و پژوهش هاى دينى آنگاه قبل از تشكيل ميزگرد آسيب شناسى, دكتر احمدى عضو شوراى عالى انقلاب فرهنگى مشكلات و موانع پژوهش هاى دينى را به بحث نشستند.
بعدازظهر نيز پس از تلاوت قرآن و اعلام برنامه دكتر محسنيان راد طى سخنانى نقش رسانه ها در پژوهش هاى دينى را بررسى نمودند و بعد از آن استاد ملكيان بايسته هاى پژوهش در حوزه دين را بحث كردند و خاتمه ميزگردى بود با عنوان مشكلات و موانع و بايسته هاى پژوهش در حوزه دين. طبيعى است كه برگزارى اولين كنگره از هر مجموعه اى با مشكلاتى از قبيل ناهماهنگى در مدعوين و برگزاركنندگان و اجرا داشته باشد در حاشيه اين كنگره نمايشگاهى از آثار منتشر شده مراكز دين پژوهان كشور در معرفى ديد شركت كنندگان در كنگره قرار گرفت.